تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم و ماه رو نگاه میکردم و یخ میزدم! سررررد بود چهقد. قشنگ داشتم میلرزیدم. ظهر به خاطر آفتاب گرم بود ... انتظار نداشتم.
بعععد، نمیدونم کدوم سلولهای بدنم به اندازهی کافی
برچسب:
نویسنده: ستایش پارسامنش
تاريخ: جمعه
19 بهمن
1397 ساعت: 6:30